شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب امارقیب از وصل او هم باد یارب بی نصیب اما
۲
همین نه در چمن مرغ چمن را جاست گاهی همگرفتار شکنج دام گردد عندلیب اما
۳
دوای درد خود را از طبیبان هر کسی جویدمرا هم هست درد بی دوایی از طبیب اما
۴
به هر کس داده یار دلفریبم وعده وصلیبه من میدهد از وعده ی وصلش فریب اما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth