شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مانند من سگی سر کوی حبیب راباید کز آشنا نشناسد غریب را
۲
دردا که دلبری نبود جز تو تا به توچندی کنم تلافی رشک رقیب را
۳
آنجا که زلف و روی تو باشد نهان کنداز شرم برهمن بت و ترسا صلیب را
۴
تازین بهانه بازنگردد ز نیم رهآگه ز مردنم نکند کس طبیب را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth