شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به دل صد بار گویم قصهٔ جانانه راباز می‌خواهد که از سر گیرم این افسانه را
۲
حسرت سنگ تو دارد هرکس اما کو دلی؟چون بر آرد آرزوی یک جهان دیوانه را
۳
هر زمان از گریه خوش تر گردد احوال دلمسیل را بنگر که آبادی دهد ویرانه را
۴
دل نمی‌بندم دگر بر التفات نیکوانصید دام افتاده می‌داند فریب دانه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth