خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نخواهم که به فرمان دل آرم جان رابه که با خویش گذارم دل نافرمان را
۲
شاد از اینم که به او زخم دگر تا نزندنتواند که بر آرد ز دلم پیکان را
۳
من از این دست که دارم به گریبان پیداستکه جفا جوی کشیده است زمن دامان را
۴
خلقی از فتنه ی چشمش به شکایت بودندگر نیاموخته بود این نگه پنهان را
صفحهٔ ۱ از ۲