شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صحبت اغیار داد ره به دلش کینه رازشت کند روی زشت چهره ی آئینه را
۲
در بر طفلی که یافت ره به دبستان عشقشادی یک شنبه نیست صد شب آدینه را
۳
چون دل بی رحم او شد دل من آهنینبس که زپیکان خویش کرد هدف سینه را
۴
از اثر آه من سرزده خطش بلیتیره کند دود آه طلعت آئینه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth