شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟ساغری تا وارهاند لحظه ای از من مرا
۲
جان به این سختی برون هرگز نیاید از تنیمی کشد بیرون مگر پیکان خویش از تن مرا
۳
روزگاری داشت در دل انتظار مردنمهمدمی باید که بر بالین کند شیون مرا
۴
تا در این ره مانم از سر منزل مقصود دورگوئیا هر خار آن دستی است بر دامن مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth