خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا این دل دیوانه بود عاقلهٔ مااز طعن جنون بیهده باشد گلهٔ ما
۲
آسوده غم عشق ز تنگی دو عالمروزی که نمودند به او حوصلهٔ ما
۳
شادابی دل داده به خار و خس این دشتخونی که به هر گام چکد ز آبلهٔ ما
۴
عمریست که پوییم ره کویش اگرچهاز او نبود جز قدمی فاصلهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۲