خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلبور طلبی مرا خود مرگ من از خدا طلب
۲
قدر فغان من بدان رونق کار خویش رازین تن مستمند جوزین دل مبتلا طلب
۳
دل که چنین کند مرا طالب گوهر وفاکاش بگوید این متاع از که و از کجا طلب
۴
گر نکنی برای من چاره ی ناله های منبهر علاج رنج خود درد مرا دوا طلب
صفحهٔ ۱ از ۲