خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آب و اشک ای لبت از خوی می در آبجان تا به کی در آتش و تن تا به کی در آب؟
۲
جسم مرا به کوی تو آورد سیل اشکچون کشتئی که مرحله ها کرده طی در آب
۳
بر باد از آن نداد که از رشک عاشقانغرق است خاک من بسر کوی وی در آب
۴
ساقی به دفع سردی دی می به شیشه ریختآتش که دیده خاصه به هنگام دی در آب؟
صفحهٔ ۱ از ۲