خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تب است؟هر که در تاب و تبی نیست ازین غم عجب است
۲
نخل آرد رطب اما چو قدت موزون نیستقد موزون تو سرویست که بارش رطب است
۳
تا چه ملت بگزینیم و چه آئین که پدیدکف موسی زرخ انفاس مسیحش ز لب است
۴
گفتی ام تا بکنی رهسپر ودای شوقتا مرا قوت رفتار به پای طلب است
صفحهٔ ۱ از ۲