شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیستکو در دل و جز او بدلم راه کسی نیست
۲
با نالهٔ دل نیست ز واماندگیم باکدر گوش من اکنون که صدای جرسی نیست
۳
گفتم که بر آرم نفسی با وی و اکنونکز لطف به بالین من آمد نفسی نیست
۴
گوشی به حدیث چو منی نیز توان دادتا حرفی از آسایش کنج قفسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth