خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پایان شب هجر تو خواهم پی حاجاتهر گه که بر آرم به فلک دست مناجات
۲
گفتی که به خواب تو بیایم شب هجراندر دیده ی من خواب و شب هجر تو هیهات
۳
هم جان دهد و هم بستاند لبت آریاز معجز عیسی بودش بیش کرامات
۴
با یاد توام دوش عجب بزم خوشی بودتا بر سرم امروز چه آید ز مکافات
صفحهٔ ۱ از ۴