شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داد چو بر زلف سمن سا شکستدر شکن زلف چو دلها شکست
۲
دل به فغان کرد دل دوست نرمشیشه ببیند که خارا شکست
۳
خانه ی صبرم شده ویران ز اشککشتی ام از موجه ی دریا شکست
۴
یاد دل افتادم و آن چشم مستمستی اگر شیشه ی صهبا شکست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth