شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر رحم آسمان و یار به کین استآه که دشمن چنان و دوست چنین است
۲
نرگس او رهزن دل آفت دین استشیفته ی چشم او هم آن وهم این است
۳
در نفس آخرین نهفته رخ از منیافت که وقت نگاه باز پسین است
۴
پای براینم که از درت نگذارمگر همه در روضه ی بهشت برین است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth