خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیستنالهٔ بلبل چرا چون نالهٔ من زار نیست
۲
بر سر بالینم آ وقت نگاه واپسینتا بدانی جان سپردن آنچنان دشوار نیست
۳
گو هوای عشق بازی را ز سر بیرون کندهرکه او را طالعی چون طالع اغیار نیست
۴
تا به کی بیدار خواهی بود دانی چشم من؟تا که چشم بخت من چون چشم من بیدار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲