شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش دولتی است وصل تو نعمت حیاتاما دریغ ازین که بود هر دو بی ثبات
۲
خلقی به جستجوی تو دایم به بزم منوین طرفه تر که من همه شب جویم از خدات
۳
نبود عجب اگر به سر کویت آورندزاهد ز کعبه روی و برهمن ز سو منات
۴
جز لعل آن که سبزه ی خط سر زده از آنکی دیده کس نبات کزو سر زند نبات
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth