خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوستدوستش دارم و داند که ورا دارم دوست
۲
مرغ دل صید شد از تیر نگاهش زیراآن کمانکش مژه اش تیر و کمانش ابروست
۳
چشم مست سیهش رهزن هوش و خرد استدام دلها شکن طره ی آن مشکین موست
۴
بر لب جوی فرحزاست بسی بزم طربتا که آن سرو سهی سایه فکن بر لب جوست
صفحهٔ ۱ از ۲