شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخاز شرم آفتاب رخت آفتاب رخ
۲
تا چیست جرم دل که به خونش بود مداماو را نگار پنجه و ما را خضاب رخ
۳
چون بی تو خواب رخ ننماید به چشم مندر چشم من چه گونه نمائی به خواب رخ
۴
ما و تو را چو لاله بود سرخ رو ولیکما را زخون دیده تو را از شراب سرخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth