خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرددردا که سیل اشک ما نگذارد آنجا بگذرد
۲
دیدارت ای بیدادگر افتد بفردای دگرمانند امروزم اگر دور از تو فردا بگذرد
۳
با لعلت ای عیسی نفس کآب حیاتست آن وبسظلم است اگر بر یاد کس نام مسیحا بگذرد
۴
غیر ای نگار تندخو برتابد از مهر تو روگر بگذرد یکدم بر او نوعی که بر ما بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲