خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو زلف بر مه رویش نقاب میگرددنهان به زیر سحاب آفتاب میگردد
۲
چنان ز شرم تو هر روز خوی فشاند مهرکه شام غرقهٔ دریای آب میگردد
۳
دلم به کوی تو دایم به جستجوی وفاستچو تشنهای که به گرد سراب میگردد
۴
حباب بحر سرشک منست چرخ اماخراب آخر از آن چون حباب میگردد
صفحهٔ ۱ از ۳