خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سکندر آگهیش گرز لعل جانان بودچه گونه این همه مشتاق آب حیوان بود
۲
نه وصل یار میسر شود مرا نه مرگ رقیبیکی از این دو اگر بود کار آسان بود
۳
عجب مداراگر جای تست در دل منکه یوسفی تو و یوسف مقیم زندان بود
۴
چو او به حسن بود همچو ماه کنعان، کاشبه عشق طاقت من هم چو پیر کنعان بود
صفحهٔ ۱ از ۲