خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با دل آگه شدم آن شوخ ستمکاره چه کرداز پی چاره ندانم دل بیچاره چه کرد
۲
رحمی آمد به دلش عاقبت از گریهٔ منقطرهٔ آب ببینید که با خاره چه کرد
۳
کرده دورم ز برت با همه ثابتقدمیدیدی آخر که به من گردش سیاره چه کرد
۴
با من این گریه بیهوده به جز اینکه همینکشت و هنگام نگه مانع نظاره چه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲