خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چندتا آن که نسازیم ز خود رنجه دلی چند
۲
گر تیر جفای تو نمی بود که می کرد؟در عهد تو دلجوئی ما خسته دلی چند
۳
آن دل که به محشر نبود کشته ی تیغتناکرده سر از خاک برون منفعلی چند
۴
آن را که نمودند ره کعبه ی دل یافتکین دیر و حرم نیست بجز مشت گلی چند
صفحهٔ ۱ از ۲