خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جا که غمی بر دل غمگین من آمدمانند غریبی است که دور از وطن آمد
۲
یا رب ز پی اشک که آید به مزارمشمعی که ندانم ز کدام انجمن آمد
۳
باید ز رقیبان سخنی گفت به ناچارتا لعل سخن گستر او در سخن آمد
۴
پیمانه پی تو به بسی بشکنم اماوقتی که ز پی ساقی پیمان شکن آمد
صفحهٔ ۱ از ۲