خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم که کسم با خبر از راز نباشدگر اشک من و عشق تو غماز نباشد
۲
گفتی که پشیمان شدم از کشتن عشاقمسکین من اگر این سخن از ناز نباشد
۳
پیراهن عشق کس از آغاز نکردندگر عشق بد انجام خوش آغاز نباشد
۴
بی او سحری نیست که با مرغ سحر گاهمرغ دلم از ناله هم آواز نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳