خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا مشکل گشا تا دل نباشدز دل کارم چنین مشکل نباشد
۲
ز شرم قاتلم هر کشته ی رابه محشر شکوه از قاتل نباشد
۳
بگوئید آنکه غافل شد زحالمز آه غافلم غافل نباشد
۴
سزد با سرو من پای تذرویبه گل از سر و پا در گل نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲