شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطت دمید و آمدی ای غمگسار دلوقتی نیامدی که بیایی به کار دل
۲
تنها شبی زلطف بیا در کنار مناما چنان میا که نیایی به کار دل
۳
رفتیم و ماند دل به برت یادگار ماوین اشک سرخ بر رخ ما یادگار دل
۴
چشم سیاه و زلف پریشان او ببینکآگه شوی زروز من و رزگار دل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth