شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان گونه در فراق تو نومیدم از وصالکاندیشه ی وصال توام رفته از خیال
۲
بخت ار مدد کند به وصالش رسم ولیموقوف بر محال نباشد بجز وصال
۳
از چنگ او چگونه گریزم که می رسدشاهین تیز پر به حمام شکسته بال؟!
۴
لطفت نکرد چاره ی قهر فلک زمنمسکین کسی که گشت به لطف تو مستمال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth