خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستمبا آن که دارد ایمنی صیدی که باشد در حرم
۲
مهر رخت خلوت گزین آنجا که بنایی جبینپیدا که خورشید از زمین آنجا که بگذاری قدم
۳
گاهی از آن صفر دهان گاهی از آن موی میانداری وجود عاشقان معدوم از چندین عدم
۴
بستان حسن نیکوان آرد نهالش کام جانعشق تو در آن بوستان نخلی ست بارش رنج و غم
صفحهٔ ۱ از ۱