شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه غم گر در بهاری بوسهٔ او نقد جان دادمحیات بی ثباتی بهر عمر جاودان دادم
۲
نشد هرگز به من مایل دل او بر خلاف منکه غیر از او ندادم دل به کس تا آنکه جان دادم
۳
تمام عمر صرف این و آن کردم، ستم کردمکه گنج شایگانی را خود از کف رایگان دادم
۴
نبودم دوست تا با او نبودم آسمان دشمنکه جان دادم ز دست این چو دل بر دست آن دادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth