شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل که پیش دوست گوید خون شدممن کزو دورم چه گویم چون شدم
۲
چون کمر بر قتلشان بستی چه شد؟کز شمار عاشقان بیرون شدم
۳
از دل ناکام و جان نامرادبر مراد خاطر گردون شدم
۴
از جنون عشق لیلی طلعتیعاقبت سرگشته چون مجنون شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth