شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز بر درگهت ای مایهٔ ناز آمده‌امخشمگین رفته به صد عجز و نیاز آمده‌ام
۲
رفتن از رشک رقیب آمدن از غایت شوقبارها رفته‌ام از آن در و بازآمده‌ام
۳
کرده‌ام طی به امید ره شوقت رحمیکه از آن مرحلهٔ دور و دراز آمده‌ام
۴
در عیارم نتوان گفت که مانده است غشیبس که در بوتهٔ حرمان به گداز آمده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth