خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز نیافت کس اثری در ترانهامجز اینکه سوخت خار و خس آشیانهام
۲
نبود زبان که آگهت از سوز دل کنماین شعله بین که میکشد از دل زبانهام
۳
یک ره چو بوسم آن لب شیرین که نیست خوشبا عمر جاودانه غم جاودانهام
۴
هر شامگه روم ز پیشی تا در سرایشاید شبی ز لطف بخواند به خانهام
صفحهٔ ۱ از ۲