خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیغام تو را گر همه دل بود بریدمیک بار نگفتم که ندامت نکشیدم
۲
سنگ ستم هیچ کس این ذوق نداردبسیار زهر گوشه ی دیوار پریدم
۳
در مجلس اغیار ندانم به که بودیهر گه سخن مهر و وفا از تو شنیدم
۴
از بس که به امید تو هر روز نشستمتا شام در این راه به وصلت نرسیدم
صفحهٔ ۱ از ۲