شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردمحدیث زلف دراز تو مختصر کردم
۲
هزار نامه نوشتم ولی از آتش دلاگر نسوختم از آب دیده تر کردم
۳
به روی خوب تو مایل نخواستم کس رااز آن زخوی بدت خلق را خبر کردم
۴
حدیث شوق چنان بی نهایت ست که منشب فراق همین قصه مختصر کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth