شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا برده سیه کاری زلف تو زراهمپیداست که چون میگذرد روز سیاهم
۲
دردا که بمردم به شب هجر و کنون هستاز درد فراق تو بتر شرم گناهم
۳
نه جرأت دیدار و نه یارای نگاهیگیرم که دهد کس به سر کوی تو راهم
۴
از ابر چه فیضی رسد از برق چه آفتبر من که در این باغ نروئیده گیاهم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth