شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرمسرها همه چون گوی به میدان تو آرم
۲
دستی به سر از حسرت و دستی به گریباندست دگرم کو که به دامان تو آرم
۳
گر در چمن از حسن تو یک شمه سرایممرغان چمن را به گلستان تو آرم
۴
تا غنچه لب از شرم به گلشن نگشایداز سینه برون غنچه ی پیکان تو آرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth