شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خیال تو به افتاده است دل از باده‌امزین سبب از چشمت ای پیر مغان افتاده‌ام
۲
خانهٔ دل شد ز هر نقش و نگاری بی‌نیازبا وجود نقش مهر آن نگار ساده‌ام
۳
تا میان بندگی بستم به کوی می‌فروشیافت آزادی زهر قیدی دل آزاده‌ام
۴
یک طرف رشک رقیبان یک طرف درد فراقبهر مردن هرچه گردون خواست کرد آماده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth