خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روی غیر چو نگذاریم که در بندمزآستان توام به که رخت بر بندم
۲
هزار عقده فزون تر بود به رشته ی مهرز بس تو بگسلی و من به یکدیگر بندم
۳
چو من به خاک درت تاکسی نیابد راهره سرای تو را زآب چشم تر بندم
۴
عجب نه آتش شوق ار بسوزدش پر و بالچو نامه ات به پر مرغ نامه بر بندم
صفحهٔ ۱ از ۲