شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستمبه صد امید وفائی که دل به مهر تو بستم
۲
برای بستن عهدی که از نخست شکستیچه عهدها که به عهد تو سست عهد شکستم
۳
اگر چه نیست امیدی به عهد سست تو امابه این خوشم که زمانی بود بدست تو دستم
۴
تو شُوق بین، که به امّیدِ وعده‌ای که ندادی،به رهگذار تو عمری در انتظار نشستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth