خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدمغیر ناکامی و رنج و غم و اندوه ندیدم
۲
رشته ی مهر و وفا را چو گسست آن بت زیبانبود جای ملامت که دل از عمر بریدم
۳
هر چه آن دوست بسوزاندم از آتش هجرانهیچگه در ره وصلش نشود قطع امیدم
۴
بر در میکده از راه خلوص آمدم اکنونبه امیدی که دهد پیر خرابات نبیدم
صفحهٔ ۱ از ۲