شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که کند منع من از روی توکاش به بیند رخ نیکوی تو
۲
تیغ به روی تو کشیده است لیکخون مرا ریخته ابروی تو
۳
گریه ی خلق از تو ولی آب چشمخاک مرا میبرد از کوی تو
۴
کرده عیان بر همه صید افگنیزخم دلم قوت بازوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth