خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غافل است آن که از دلم دل اوگوبیندیش ز آه غافل او
۲
کرده ام جا به بزم غیر که یارناید از شرم من به محفل او
۳
چون جرس دل فغان کند گوییبر شتر بسته اند محمل او
۴
هم فلک بود خصم دل هم یارتا کدامند زین دو قاتل او
صفحهٔ ۱ از ۲