خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صافتر تو را ز هر آئینه سینهایآرد مگر در آینه رویت قرینهای
۲
مایل به رحم شد فلک کینهجو به منبا من ولی هنوز تو در فکر کینهای
۳
خورشید اگر چه شاه سپهر است لیک هستدر خیل بندگان کمینت کمینهای
۴
اهل هوس چو ما به تو مایل ولی کجادارد صفای آینه هر آبگینهای؟
صفحهٔ ۱ از ۲