خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستیکه آن گنج است و جای گنج در ویرانه بایستی
۲
به آسانی نشاید زین دوره پی برد بر مقصدره دیگر میان کعبه و بتخانه بایستی
۳
به دل دادند ، شُوقِ ناله این را ، سوختن آن را،که گل را عندلیب و شمع را پروانه بایستی
۴
سر زلف دلاویز بتی زان دام دلها شدکه زنجیری به پای این دل دیوانه بایستی
صفحهٔ ۱ از ۲