شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سپید گشت دو چشمم در انتظار نگاهیکه سوی من کند اما نکرد چشم سیاهی
۲
زبیم آنکه ندانند کیست قاتلم افغانکه جانبِ تو نکردم ، به حشر نیز نگاهی
۳
فتد به گردن من جرم خون من به قیامتکه کودکی تو و نبود هنوز بر تو گناهی
۴
به غیر دل که مجال سخن بر تو نداردز من فغان که ندارد کسی بکوی تو راهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth