خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حبذا ای کاخ کیوان رفعت گردون اساسشمس از مقیاس تابان شمسه ات در اقتباس
۲
شمع های محفل تو است اینکه خوانندش نجومزانکه سطح بارگاهت کرده با گردون مماس
۳
گوهر آگین مسندت را فرش زیرین است از آناطلس افلاک ماند ایمن زنقص آندراس
۴
صورت زیرین اشکال تو باشند این صورکاندرین زنگار گون مرآت دارند انعکاس
صفحهٔ ۱ از ۶