خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر زناز بر افشانده دلستان کاکلکه عالمی است معطر زبوی آن کاکل
۲
به زلف وکاکل او بسته زان دل و جانمکه بوی دل دهدش زلف و عطر جان کاکل
۳
بسان بید موله فراز لاله و گلبه گلستان رخش گشته سایبان کاکل
۴
عیان شود زنقاب سحاب گوئی مهرچو در کله کند از روی خود نهان کاکل
صفحهٔ ۱ از ۷