خلوتی با عمعق بخاری
شمارهٔ ۳ - در مدح شمس الملک
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا باد سحرگاهی، که بر گلشن گذر داردکه هر فصلی و هر وقتی یکی حال دگر دارد
۲
گهی بر عارض هامون ز برگ لاله گل پوشدگهی بر ساحت صحرا ز نقش گل صور دارد
۳
دم عیسیست، پنداری، که مرده زنده گرداندپی خضر است، پنداری که عالم پر خضر دارد
۴
سحرگه باد شبگیری به گل بر، ساحری سازدچنان گویی کلید سحر در دست سحر دارد
صفحهٔ ۱ از ۸