خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا دیدی که جانانم نیامدبه درد آمد به درمانم نیامد
۲
به دندان میگزم لب را که هرگزلب لعلش به دندانم نیامد
۳
ندیدیم هیچ روزی تیر مژگانشکه جوی خون به مژگانم نیامد
۴
ندیدیم هیچ وقتی لعل خندانشکه خود از چشم گریانم نیامد
صفحهٔ ۱ از ۳